X
تبلیغات
سنگچین

 

در استقبال از بهار 93


یکی از مسئولان کشور گفته است : کسانی که کار ضروری ندارند در ایام نوروز از رفتن به کشور تایلند خودداری کنند.به عبارت دیگر کسانی که کار ضروری دارند در ایام نوروز فقط باید به تایلند بروند.خدا را شکر که من هیچ کار ضروری در تایلند ندارم !

*

یکی از دوستان برای من ایمیلی فرستاده و از من برای شرکت در جلسه دفاع پایان نامه دکترایش دعوت کرده است . از دیدن ایمیل او خیلی خوشحال شدم.چون مدت ها بود از او خبر نداشتم. آدرس محل برگزاری جلسه دفاع به شرح ذیل است :

دانشگاه سوربن- دپارتمان فیزیک – 18 مارس( 27 اسفندماه ) ساعت 18

فقط مشکل این است که نمی دانم با مترو باید بروم یا بی آرتی یا دربست بگیرم ؟

*

ظاهرا همه مشکلات فرهنگی کشور حل شده و فقط مانده رفع فیلترینگ فیس بوک.وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هم یک تنه به میدان آمده تا این معضل بزرگ را حل کند.اولا فیلتری که با یک نرم افزار چند کیلو بایتی شکسته شود به درد فیلتر روغن می خورد،ثانیا تا فیض بوک هست چرا فیس بوک ؟

*

کل سال در تهران یک طرف و این سیزده روز نوروز هم یک طرف . نه ترافیک،نه طرح زوج و فرد،نه طرح ترافیک، نه آلودگی ، نه افسر راهنمایی بیش از اندازه.نه ازدحام مترو و اتوبوس.ولی چه فایده همه اهالی پایتخت این سیزده روز، تهران را ول می کنند و می روند شهرستان و کسی نیست که از این همه امکانات استفاده کند.

*

خانمی زنگ زده و خودش را رییس دفتر یکی از مقامات فرهنگی کشور معرفی می کند و از من شماره تلفن " نزار قبانی " را می خواهد که برای یک مراسم دعوتش کنند..و این هم عینا جواب من :

اولا : ایشان ایران زندگی نمی کنند.

ثانیا : من شماره ایشان را ندارم .

ثالثا : ایشان در قید حیات نیستند.

با کمی توضیح آن خانم محترم متوجه می شوم که سوژه مورد نظر " نزار قطری " مداح است .و من از آن روز تا امروز دارم فکر می کنم که چرا من باید شماره او را داشته باشم

؟

*

از دو هفته پیش به هرکدام از دوستان که قبلا مدیربوده اند زنگ می زنم می بینم از       کاربرکنار شده اند ودراختیار کارگزینی هستند. یاد سخن شبلی می افتم که از دوستش سوال کرد چرا گریه می کنی ؟ گفت دوستی داشتم مُرد . گفت چرا دوستی گیری که بمیرد.این مصراع را وصف حال خودم و دوستان معزول فعلا داشته باشید :

دوستی با هر که کردم از ریاست عزل شد ...!

*

جمعی از طنزپردازان می خواهند به رییس جمهور نامه بنویسند و از او خواهش کنند زحمت بکشند تعدادی سوژه برای طنز فراهم کنند.حالا خودشان فرصت ندارند لااقل به وزیران بفرمایند تا این مهم را به ثمر برسانند.ظاهرا بدجور کفگیر طنزپردازان به ته دیگ خورده . خداوکیلی با دو سوژه " مذاکرات ژنو" و " سبد کالا " تا کی باید طنز نوشت ؟ خدارا شکر که در دولت نهم و دهم از این لحاظ وفور نعمت بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392  توسط سعید بیابانکی  | 

خوشم با شمیم بهاری که نیست 

غباری که هست و سواری که نیست

به دنبال این ردّ خون آمدم

 پی دانه های اناری که نیست

مگردید بیهوده ای همرهان

 به دنبال آیینه داری که نیست

به کف سنگ دارم ولی می دوم

 پی شیشه های قطاری که نیست

تهمتن منم تیر گز می زنم

 به چشمان اسفندیاری که نیست

دو فصل است تقویم دلتنگی ام

 خزانی که هست و بهاری که نیست ...


+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1392  توسط سعید بیابانکی  | 


یک غزل جدید و پیشکش به عاشقان:


برپا شده است در دل من خیمه ی غمی
جانم چه نوحه و چه عزا و چه ماتمی

عمری است دلخوشم به همین غم که در جهان
غیر از غمت نداشته ام یار و همدمی

بر سیل اشک خانه بناکرده ام ولی
این بیت سُست را نفروشم به عالمی

گفتی شکار آتش دوزخ نمی شود
چشمی که در عزای تو لب تر کند نمی

دستی به زلف دسته ی زنجیرزن بکش
آشفته ام میان صفوف منظّمی

می خوانی ام به حُکم روایات روشنی
می خواهمت مطابق آیات محکمی

ذی الحجّه اش درست به پایان نمی رسد

تقویم اگر نداشته باشد مُحرّمی ...


+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1392  توسط سعید بیابانکی  | 


خیال می کنم این بغض ناگهان شعر است

همین یقین فروخفته در گمان شعر است


همین که اشک مرا و تو را درآورده است

همین، همین دو سه تا تکه استخوان شعر است


همین که می رود از دست شهر، دست به دست

همین شقایق بی نام و بی نشان شعر است


چه حکمتی است در این وصفِ جمع ناشدنی

که هم زمان غمِ نان، شعر و بوی نان، شعر است


تو بی دلیل به دنبال شعر تازه مگرد

همین که می چکد از چشم آسمان شعر است


از این که دفتر شعرش هزار برگ شده است

بهار نه، به نظر می رسد خزان شعر است


به گوشه گوشه ی شهرم نوشته ام بیتی

تو رفته ای و سراپای اصفهان شعر است


خلاصه اینکه به فتوای شاعرانه ی من

زبان مشترکِ مردمِ جهان شعر است...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392  توسط سعید بیابانکی  | 


مستی به شکستن سبویی بند است 

هستی به بریدن گلویی بند است 

گیسو مفشان ،توبه ی ما را مشکن 

چون توبه ی عاشقان به مویی بند است ..!


از غیر تو بی نیاز کردند مرا 

با عشق تو هم تراز کردند مرا 

تا فاش شود فقط تو در قلب منی 

جراحی قلب باز کردند مرا ...!


خورده است ولی غیر ارادی خورده است 

از شدت غم ز فرط شادی خورده است 

افتاده زمین و بر نمی خیزد ..وای 

این تاک گمان کنم زیادی خورده است ...!


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392  توسط سعید بیابانکی  | 

"چقدر پنجره"  عنوان گزیده غزلی است که موسسه فرهنگی شهرستان ادب منتشر کرده است . انتخاب شصت غزل این مجموعه را محمدحسین نعمتی و علی داودی به ثمر رسانده اند. این مجموعه در نمایشگاه کتاب تهران رونمایی شد و در ردیف کتاب های پرفروش این موسسه قرار گرفت.

چقدر پنجره گزیده ای است از کتاب های : ردپایی بر برف- نه ترنجی نه اناری- نیمی از خورشید- سنگچین- نامه های کوفی و جامه دران....

تلفن مرکزپخش:


  77517830

09192511036    


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392  توسط سعید بیابانکی  | 


     افتاده در اين راه، سپرهاي زيادي    
    يعني ره عشق است و خطرهاي زيادي
    
    بيهوده به پرواز مينديش كبوتر!    
    بيرون قفس ريخته پرهاي زيادي
    
    اين كوه كه هر گوشه آن پارۀ لعلي است    
    خورده است بدان خون جگرهاي زيادي
    
    درد است كه پرپر شده باشند در اين باغ    
    بر شانۀ تو شانه به سرهاي زيادي
    
    از يك سفر دور و دراز آمده انگار    
    اين قاصدك آورده خبرهاي زيادي
    
    راهي است پر از شور، كه مي بينم از اين دور    
    ني هاي فراواني و سرهاي زيادي
    
    هم در به دري دارد و هم خانه خرابي    
    عشق است و مزينّ به هنرهاي زيادي
    
    بيچاره دل من كه در اين برزخ ترديد    
    خورده است به اما و اگرهاي زيادي
    
    جز عشق بگو كيست كه افروخته باشند    
    در آتش او خيمه و درهاي زيادي...
     

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392  توسط سعید بیابانکی  | 


تلخ و شیرین

در سال 91 دو اتفاق بزرگ برای من افتاد.یکی بسیار شیرین یکی بسیار تلخ . اولی سفر به سرزمین وحی و زیارت خانه خدا و مضجع شریف رسول مکرم اسلام حضرت محمد(ص) و امامان بی گنبد و بارگاه بقیع که بسیار شیرین بود در نیمه خرداد و دومی درگذشت استاد اصغر حاج حیدری(خاسته) اولین معلم من در شعر که بسیار تلخ بود در واپسین غروب محرم .

تولد فرزندان طبع

برای هر شاعر و نویسنده ای تولد هر کتاب به تولد فرزند می ماند . امسال برای من در حوزه کتاب سال پر برکتی بود .سه کتاب جدید از من منتشر شد یکی در ابتدای سال یکی اواسط سال یک هم در انتها که خوشبختانه هر سه با استقبال اهالی شعر و ادبیات روبرو شدند.و دو کتاب گزیده که یکی چاپ شده یکی هم در نوبت چاپ قرار دارد.

1-    هی شعر تر انگیزد نشر سپیده باوران که چاپ اول آن تمام شده و انشا الله چاپ دوم آن در نمایشگاه کتاب 92 عرضه خواهد شد .

2-    جامه دران نشر فصل پنجم که مهر ماه منتشر شد و انشا الله چاپ چهارم آن در نمایشگاه 92 منتشر خواهد شد

3-    ضد حالات نشر مروارید که اسفند ماه متولد شد و طبق گفته انتشارات در پخش اول با استقبال خوبی مواجه شده است .

4-    هشتاد و هشت شعر رضوی با مقدمه استاد خسرو احتشامی که گزیده ای است از آثار رضوی شاعران معاصر که آستان قدس رضوی منتشر کرده است .

5-    شعر زنان ایران با مقدمه ای از استاد حسین آهی که به معاونت امور زنان سازمان ارتباطات اسلامی سپرده شده است .

حضور در مطبوعات

سال 92 برای من از حیث حضور جدی در مطبوعات کشور سالی متفاوت بود. به خصوص حضور درروزنامه جام جم  و یادداشت های فرهنگی هنری شنبه ها و اواخر سال هم حضور مستمر در هفته نامه نگاه پنجشنبه و همچنین ضمیمه فرهنگی هنری روزنامه دنیای اقتصاد که پنجشنبه ها منتشر می شود . انشا الله این حضور پر رنگ تر باشد که من همیشه نوشتن برای روزنامه ها را دوست داشته ام .

حضور در کنار بزرگان

امسال از سوی مرکز موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عضویت شورای شعر این وزارت خانه در آمدم و تنها انگیزه حضور من در این شورا نشستن در کنار بزرگانی چون : استاد مشفق کاشانی، استاد حسین آهی، استاد محمدعلی بهمنی و دیگران بود و لاغیر . وگرنه خواندن ترانه هایی که غالبا بی ارزشند و به لحاظ ادبی جایگاهی ندارند از  ترانه سراهای جویای نام فقط ذوق آدم را می کشد همین !

ختم کلام

همه این ها را نوشتم که بگویم سال 91 به ظاهر برای من سالی پر برکت بود ولی همه اینها به این نمی ارزد که بهار 92 باشد و خاسته نباشد ... و به قول قیصر: صد سال سیاه برنگردی ای سال ...


نوروزتان خجسته باد .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391  توسط سعید بیابانکی  | 


 

 

 

ضد حالات جدیدترین مجموعه طنز من منتشر شد . در این مجموعه نثرها - داستان های کوتاه - مجموعه کامل حافظ+ من و سه شعر طنز جدید منتشر شده است . ضد حالات را انتشارات مروارید در ۱۱۵ صفحه و قیمت ۴۵۰۰ تومان روانه بازار کرده است .

 

تلفن مرکز پخش :   

 88275221

66467848

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391  توسط سعید بیابانکی  | 

 

شاعری با دبیر کنگره گفت :
حال و روز مرا نمی دانی،

بنده یک شاعر اولوالعزمم
شهره در نطق و در سخن دانی

داوران گر برنده ام نکنند
خود زنی می کنم به آسانی

خودکشی می کنم به طرز فجیع
آن چنانی که افتد و دانی

می روم ماهواره می گویم :
مرگ بر داوران ایرانی

اصلا از فرط فقر و بیکاری
می شوم شاعری خیابانی ...!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1391  توسط سعید بیابانکی  | 

مطالب قديمي‌تر