![]() |
سنگچینشعرها و نوشته های سعید بیابانکی |
![]() |
آرشیو مطالب |
![]() |
تماس با مدیریت وبلاگ |
![]() |
صفحه نخست |
![]() |
![]() مانده از شب های دورادور ....درمسیر خامش جنگل ....سنگچینی از اجاقی خرد... واندرو خاکستر سردی ....
نقل مطالب و هرگونه استفاده ی مادی و معنوی ! با ذکر منبع بلامانع است . مرکز پخش سنگچین : انتشارات علم :66465970-021
RSS طراح قالب |
بایاد زنده یاد عمران صلاحی این سوت دردناک تمام قطارهاست گلدان سرد خالی ما پشت پنجره چشمان خاک خورده و چشم انتظار ماست ای بچه ی جوادیه بی تو در آسمان پنچر شدند چرخ تمام ستاره ها بیتی برای مرثیه مارا کمک نکرد ازهم گسیختند همه چارپاره ها این خنده نیست بغض ترک خورده ی من است در چارچوب چهره ی من نقش بسته است گلدان سرد خالی ما با هجوم باد افتاده است از لب ایوان شکسته است رنگین کمان شادی و غم ! شاعر نجیب ! تلفیق ناب بغض و تبسم سفر به خیر خط خورده است بر لب من خط خنده ها لبخند تکه تکه ی مردم سفر به خیر
چهارم مهرماه من سی و هشت مهررا پشت سر گذاشتم .این شعرهمان شب متولد شد :
اناری پرترک از شاخه افتاد سر شب بی صدا تو حوض خونه نفهمید و یهو پخش و پلا شد همه دار و ندارش دونه دونه تموم ماهیا تو حوض اون شب صدایی توی تاریکی شنیدن پریدن روی پاشویه نشستن اناری پرترک رو اب دیدن انار پرترک تنهای تنها دلش صد تیکه شد تو اون سیاهی یهو اون ماهیای با محبت شدن بی رحم عین کوسه ماهی به جون اون انار افتادن و ...آخ نخوردن آب ها اصلا تکونی چی شد از اون انار تیکه پاره نه جونی موند نه دونی نه خونی ؟ اناره یادش اومد اون شبا رو که اون بالا بالاها آشیون داشت برای ماهی یا لالا یی می خوند لبی خندون دلی از غصه خون داشت دلش خون بود مبادا تو دل شب بیاد باد و رو آبا چین بیفته نمی دونس که تیکه تیکه می شه ازاون بالا اگه پایین بیفته انار تیکه تیکه تازه فهمید که دست مهربونش بی نمک بود رفیقا م کا شکی روزی بفهمن دل من اون انار پر ترک بود ...! سحر ۰۴/۰۷/۸۵
سلام این رباعی رو نمی دونم از کیه ؟ شما می دونین ؟
گیرند همه روزه و من گیسویت جویند همه هلال و من ابرویت ازجمله ی این دوازده ماه تمام یک ماه مبارک است و آن هم رویت .... |