تبليغاتX
سنگچین
شعرها و نوشته های سعید بیابانکی

 


ای علی عابدینی
ای بچه محل صمیمی
استاد من
آقای من
چرا باز غیبت زد ؟
کی بودش ؟
هشت سال پیش بود
یا شاید ده سال پیش بود
که یهو غیبت زد
وقتی ام باز اومدی
خونواده ت نبودن
باز نمی دونم واسه چی....

 

 

" هامون " را سال ۶۸دیدم .در اوج شور و نشاط دانشجویی. " هامون در آن سال ها موجی ایجاد کرد که بسیاری از جوانان هم نسل من را تا سال ها سواری می داد ...دیالوگ ها – خل بازی ها – لباس پوشیدن ها– شاملو خواندن ها و بسیاری از رفتار های " هامون " الگوی ما بود .
" خسرو شکیبایی" با بازی درخشان و منحصر به فرد خود در هامون توانست در سینمای ایران شاه نقشی بیافریند که ما فقط به " قیصر " و " مش حسن " اکتفا نکنیم ....و امروز خسرو شیرین سخن در میان ما نیست .روحش تا همیشه شاد باد .

نوشته شده توسط سعید بیابانکی در ساعت 13:24 | لینک  | 

 

این غزل را چند سال پیش نوشته بودم زمانی که زاینده رود خشک شده بود ...امسال هم زاینده رود خشک شده است ....

هلا نجابت شب آسمان گلدارت
عروس آینه پوش غزل گرفتارت

چه یادگار خوشی مانده شیخ لطف الله
به سقف گنبدی آسمان دوارت

شبیه خلوت کریاس و شور موسیقی است
نوای چکش و سندان میان بازارت

دلم شبیه به زنجیرهای اسلیمی
شده است پیچک و پیچاک بر سپیدارت

خداکند که میان چهل ستون آوار
شوم اسیر و نبینم به زیر آوارت

چه شد طراوت زاینده ای که می آورد
پرنده های سبکبال را به دیدارت

سی و سه بار به تسبیح اشک موییدم
مگردوباره ببینم صبور و سرشارت

چه کام ها که به کام تو تلخ شد اما
دوباره ملتمس دامن گنهکارت

نگفتمت که مخند و نگفتمت که بموی
که چشم شور فلک می کند نمک زارت

به حوض آینه پاشویه می کنیم تو را
مگر که سرد شود دست و پای تبدارت

خداکند که سیاهی نیاورد امشب
کلاغ های سیه چرده را به دیدارت

نوشته شده توسط سعید بیابانکی در ساعت 11:54 | لینک  |