تبليغاتX
سنگچین

سنگچین

شعرها و نوشته های سعید بیابانکی

آرشیو مطالب   تماس با مدیریت وبلاگ   صفحه نخست  
مانده از شب های دورادور ....درمسیر خامش جنگل ....سنگچینی از اجاقی خرد... واندرو خاکستر سردی ....
نقل مطالب و هرگونه استفاده ی مادی و معنوی ! با ذکر منبع بلامانع است .
مرکز پخش سنگچین : انتشارات علم :66465970-021

پیوندهای روزانه
آرشیو پیوندهای روزانه

پیوندها
یوسفعلی میرشکاک
آرشیو سنگچین در پرشین بلاگ
خبرگزاری مهر
خبرگزاری فارس
سایت مردمان
پایگاه بزرگ فرهنگی تبیان
فصل فاصله ( دکتر محمدرضا ترکی)
وقایع ابن محمود
سی پل
سایت رسمی احمد شاملو
سایت فروغ فرخ زاد
علیرضا قزوه
عبدالجبار کاکایی
بوالفضول الشعرا
آرشیو برنامه های سیما
حامد عسکری
آموزش زبان انگلیسی
جواد زهتاب (هر آینه آه )

آرشیو مطالب
آبان 1388
مهر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385

آرشیو موضوعی
شعر
نقد
معرفی کتاب
سفرنامه
یه قل دو قل ! ( طنزهای مشترک )


 RSS 

طراح قالب





Powered by WebGozar

داغ کن - کلوب دات کام

یه قل دو قل - طنز مشترک با جواد زهتاب ( 5)

 

 

توضیح : ازدیاد جشنواره های ادبی طی یکی دو ماه اخیر و اعتراض دوستان شاعر باعث تولد این شعر شد ...

باز در جشنواره ای ادبی

عده ای بی گناه حذف شدند

عده ای سر به زیر و بیچاره

عده ای بی پناه حذف شدند

 


ادامه مطلب



یه قل دو قل (4) - طنز مشترک با جواد زهتاب

 

گفتی شاید گفتم حتماً

گفتی حتما ؟ گفتم قطعاً

 

گفتم آذر گفتی اسفند

گفتم آبان گفتی بهمن

 


ادامه مطلب



یه قل دو قل 3 ( طنز ها ی مشترک با جواد زهتاب )

 

 

خوش است خاطره وقتی که مستند باشد

مگر که خاطره از خاطرات بد باشد

 

به نام هیچ کسی نیست این دل ویران

خوشا به حال زمینی که بی سند باشد

 

مزن به سینه ی ملت تو دست بی ادبی

علی الخصوص که آن دست دست رد باشد

 


ادامه مطلب



یه قل دو قل (امر خیر ! )

 

یادت می یاد هف هش ماپیش تو لنجون *

زدیم تو رگ دو دس چلو فسنجون

 

تو خواستی از من که بیام زنت شم

یواشکی وصله ی پیرهنت شم

 

گرفته بودی فال حافظ برام

نوشته بودی پشت کاغِذ برام !

 

یک شبه عاشقم شدی  طبیعی

شبیه ناصر ملک مطیعی !

 

می گفتی امر من یه امر خیره

بردی منو تو خونه تون ....و غیره !

 

حالتو بردی ما رو قال گذاشتی

رو ما علامت سوال گذاشتی

 

حالتو کردی اما مردم آزار

سی دی مو لااقل نده تو بازار !

 

* بعد التحریر : لنجون یا همان لنجان از توابع اصفهان است که برنج خوبی هم دارد ایضا !




یه قل دو قل ( 1)

 

 

ستون یه قل دوقل عنوان طنزهای مشترک من و جواد زهتاب است که ا زاین پس در سنگچین منتشر می شود .این طنزها حاصل قدم زدن های مشترک من و جواد است که بیشتر در ترافیک خیابان های تهران شکل گرفته است .اولین طنز یه قل دوقل را بخوانید :

 

 

شادی روزگار یعنی کشک

خاطر بی غبار یعنی کشک

 

در قم و یزد و گرمسار و طبس

شرشر آبشار یعنی کشک

 

بین خرچنگ های مردابی

سخن از خاویار یعنی کشک

 

چون که پروازها سر وقتند

سالن انتظار یعنی کشک

 

چون که بینش پژوه می خواند

اثر شاهکار یعنی کشک

 

محسن نامجو که خواننده است

بیژن کامکار یعنی کشک

 

کارگردان اگر که ده نمکی است

منشی و دستیار یعنی کشک

 

تا که یک سانت برف می بارد

کشور گازدار یعنی کشک

 

جیب ما را زدند از چپ و راست

هم یمین هم یسار یعنی کشک

 

تک جناحی اگر شود کشور

پس گروه فشار یعنی کشک !

 

چون که مستعجل است هر دولت

صحبت از اقتدار یعنی کشک

 

همه چون مومنند و مومنه اند

لاجرم سنگسار یعنی کشک

 

چون دمد توی صور اسرافیل

قطر سنگ مزار یعنی کشک ....!

 

بعد از تحریر : به جای کشک می توانید پشم هم بگذارید جواب می دهد !