تبليغاتX
سنگچین - بحث ازاد درمورد ترانه سرایی _ بخش دوم
شعرها و نوشته های سعید بیابانکی

سلام دوستان .

در یادداشت مربوط به ترانه سرایی یک سوال اساسی مطرح شد و آن این بود که  دلیل رویکرد یک باره ی جوانان به ترانه سرایی چیست ؟ که بعضی از دوستان به این سوال پاسخ داده اند و بعضی هم بحث های متفرقه و بی ارتباط را به میان آورده اند و دنبال تعیین صلاحیت برای طرح چنین سوالی بوده اند ! من نه ادعای شاعری دارم و نه نعوذ بالله ادعای ترانه سرایی ! ولی به عنوان یک مخاطب ایا حق دارم پاسخ این سوال را بدانم یا نه ؟

در دنیای شعر من سراغ ندارم که کسی شعررا برای دست یابی به یک سود مادی سروده باشد .یعنی حداقل کسی پیدا نمی شود که برای سرودن شعربه شاعر پول بدهد! .چرا که شعر کارکرد رسانه ای خودرا قرن هاست از دست داده و رسانه های دیگر جای او را اشغال کرده اند . این تفاوت دارد با ان که در کنگره یا جشنواره یا شب شعری به پاس حضور و قدردانی از شاعری به او هدیه ای داده شود.شاعری درروزگارما شغل نیست ...ولی شاخه های دیگر هنری مثل : موسیقی -سینما -نقاشی -مجسمه سازی و تئاتر غالبا شغل به حساب می آیند ..یعنی اگر از کسی سوال کنید که شغلش چیست و پاسخ بشنوید که مثلا بازیگر سینما ست ایا تعجب خواهید کرد ؟ ولی اگر از کسی سوال کنید که شغلش چیست و در جواب بشنوید که شغلش شاعری است ایا به او نخواهید خندید ؟ ! و مثلا این که یک تخته اش کم است یا گرمای هوا روی مزاجش تابیده و ....

این بیت را ازمحمد کاظم کاظم داشته باشید :

هرکسی را درجهان شغلی است                    شغل بعضی ها مسلمانی است ! 

روزنامه ها به راحتی برای مقاله یا مصاحبه و گزارش و گونه های مختلف نگارشی حق التالیف پرداخت می کنند و لی این درمورد شعر مصداق ندارد .یعنی اگر  از شما  حتی یک مقاله در پیت درروزنامه ای چاپ شود برای ان حق الزحمه دریافت می کنید ولی برای یک شعر عالی چنین اتفاقی نخواهد افتاد و مبارک اتفاقی است اتفاقا ... چراکه اصحاب جراید معتقدند که شان شعرفراتراز ان است که برای ان به شاعری حق الزحمه پرداخت شود .

چندی پیش در چهارمقاله نظامی عروضی  وقتی به پاداش رودکی به جهت سرودن فصیده ی مشهور " بوی جوی مولیان " برخوردم و سعی کردم معادل ان را به پول امروز حساب کنم به یک رقم نجومی برخوردم ...یعنی ممکن است کسی برای یک قصیده که شاه را پس از ماه ها با پای برهنه به محل فرمانرواییش برگردانده باشد این همه پول پرداخته باشد ؟ واین به بزرگی کاررودکی بر می گردد که بله قطعا او کارارزشمندی انجام داده است ...و این که در زمان رودکی شعر حکم یک رسانه ی نیرومند را داشته است و طبیعتا امروز این جایگاه را ندارد.

در این که ترانه در روزگارامروز حکم یک کالا را پیدا کرده و خرید و فروش می شود تردیدی نیست .اتفاقی که خوشبختانه هنوز دامان پاک شعرناب به ان الوده نشده است . واین در صورتی اتفاق می افتذ که شاعر کتابش را چاپ کند و شاید با احتمال کمی به سودی مادی دست پیدا کند.و طبیعی است شما برای فروش یک کالا باید به شیوه های بازاری متوسل شوید .یعنی رقیب را از صحنه بیرون کنید....قیمت را پایین بیاورید ....دور خوردرا سیم خاردار بکشید .....فقط از جنس خود تعریف کنید و کالای رقیب را بی کیفیت و فاقد استاندارد جلوه دهید و راه هایی از این دست ....که این بازار به فروشنذگان ازجنس خودش احتیاج دارد ....و رندی هایی که یک فروشنده و یک بازاری باید داشته باشد !

نظر شما در این مورد چیست ؟

نوشته شده توسط سعید بیابانکی در ساعت 11:16 | لینک  |