شنبه پانزدهم مهر 1385
بایاد زنده یاد عمران صلاحی
این سوت دردناک تمام قطارهاست
گلدان سرد خالی ما پشت پنجره
چشمان خاک خورده و چشم انتظار ماست
ای بچه ی جوادیه بی تو در آسمان
پنچر شدند چرخ تمام ستاره ها
بیتی برای مرثیه مارا کمک نکرد
ازهم گسیختند همه چارپاره ها
این خنده نیست بغض ترک خورده ی من است
در چارچوب چهره ی من نقش بسته است
گلدان سرد خالی ما با هجوم باد
افتاده است از لب ایوان شکسته است
رنگین کمان شادی و غم ! شاعر نجیب !
تلفیق ناب بغض و تبسم سفر به خیر
خط خورده است بر لب من خط خنده ها
لبخند تکه تکه ی مردم سفر به خیر
نوشته شده توسط سعید بیابانکی در ساعت 13:9 | لینک
|
