کی شعر تر انگیزد...
این یادداشت را برای روزنامه خبر نوشته ام
نایب اسدالله – بنیان گذار شیوه ی نوین نی نوازی در ایران – جمله معروفی دارد که : من نی را از آغل گوسفندان به قصر شاهان بردم . و مراد او از این جمله ارتقای سطح موسیقی توسط اوست و افزایش دایره ی مخاطبان نی از عوام به خواص. در مورد شعر شاید در طول سالیانی که بر این هنر دور و دراز رفته است عکس این قضیه مصداق داشته باشد . یعنی اگر روزگاری شعر فقط در بارگاه شاهان و سلاطین ارج و قرب داشت امروز همه جای ایران سرای اوست . شاید نتوان گفت چه کسی توانست شعررا از دربار سلاطین به کوچه و بازار بیاورد ولی قطعا خود شعر در این میان نقشی اساسی داشته است . شعرناب و مانا چون موجودی زنده و آزاد می تواند به هر کجا که دلش خواست سفر کند .مشروط بر این که در قفس نان و نام زندانی نباشد.
شعر را باید یک زیر ساخت اساسی و محکم برای زبان و فرهنگ فارسی دانست . به راستی اگر حافظ و مولانا و سعدی و فردوسی و خیام و نظامی و خیلی از سرهنگان کلام و اندیشه نبودند ما آن سوی مرزها به کدام داشته و فرهنگ باید می بالیدیم ؟ سوال اینجاست که شعرفارسی با آن همه عزت و جاه امروز در کشور ما چه جایگاهی دارد ؟ و ما برای حفظ و حراست شعر ، آموزش آن به فرزندانمان و در یک کلام زیستن با آن ،دراین سال ها چه کرده ایم ؟ سهم شعر در رسانه ی ملی ، در مطبوعات ، در کوچه و خیابان و در و دیوار این شهر که متعلق به همه است نسبت به سایر محصولاتی که بعضا در تعارض با زبان و فرهنگ فارسی هستند چقدر است ؟
*
ایجاد جایگاه قائم مقامی شعر در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که برای نخستین بار است به وقوع می پیوندد از چند جهت می تواند حائز اهمیت باشد .اولا تا حافظه من یاری می کند ما برای سایر هنرها این عناوین را شنیده ایم : معاونت امور سینمایی ، اداره کل امور نمایشی ، اداره کل هنرهای تجسمی ، اداره کل موسیقی و عناوینی از این قبیل ولی معاونتی برای شعر یا تشکیلاتی که این اموررا در کشور سروسامان بدهد نداشته ایم که ازاین منظر می توان به این جایگاه امیدوار و خوشبین بود . ولی از منظری دیگر چون شاعری در روزگار ما شغل به حساب نمی آید و برای شاعر هم از دیرباز جایگاه و مرتبتی فراتر از سایر مناصب و هنرها قایل بوده اند ، ایجاد چارچوب های بروکراتیک شاید ابتدای به ساکن اندکی برای شعر غیر قابل هضم باشد .شاعران از آنجا که دوست دارند در حصار مضمون و در بند وزن و قافیه و آرایه های ادبی باشند حصارهای اداری را برنمی تابند!
به عنوان یک اهل و دوستدار شعر معتقدم هر چه تصدی گری دولت در امر شعر و شاعری به حداقل برسد و شعر در بستری رها به حیات خود ادامه بدهد به ارتقای این هنر کمک شایسته ای شده است .اگردولت ،راه اندازی کانون های ادبی ، انجمن های شعر و تشکیلات خود گردان مردمی در حوزه ی شعر را بیش از گذشته تقویت کند -چه به لحاظ تعدد و چه به لحاظ تخصص- وضعیت مطلوب تری در مورد شعررقم خواهد خورد .حتی واگذاری بخش های عمده ای از فعالیت های بارز در حوزه ی شعر به کانون های ادبی غیر دولتی راهکاری مناسب جهت این است که دولت در این امر فقط حامی و ناظر باشد و نه مجری .شعر برای تولد و زایش نیازی به اداره و معاونت ندارد ولی برای عرضه و زمانی که باید بستری برای انتشارآن فرهم آید چه به صورت آلبوم موسیقی ، چه به صورت کتاب و مجله، چه در جشنواره ها و کنگره ها و چه برای حضور در آن سوی مرزهاو چه تقدیر در جوایز مهم ادبی به تشکیلات اداری نیاز مند است .
قطعا برای قائم مقام شعر در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شرح وظایفی هم تدوین شده است .در حال حاضر مسائل مربوط به شعر در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هر کدام در اداره ای و دفتری مجزا دنبال می شود . به عنوان مثال شورای شعر تنها بررسی شعرهای آلبوم های موسیقی را بر عهده دارد ، صدور مجوز برای کتاب های شعر در اداره ی کتاب صورت می گیرد و جوایز ادبی و شعر هم در جایی و نقطه ای دیگر ، جشنواره های ادبی هم ایضا .
چنانچه کلیه ی مسائل اداری مربوط به شعر اعم از اخذ مجوز انتشار چه به صورت آلبوم یا کتاب ، طراحی و برپایی جوایز ادبی و جشنواره ها ، مسائل صنفی مربوط به شاعران و حتی مسائل حقوقی و حمایتی در جایگاه قائم مقامی متمرکز شود می توان به توفیق قائم مقام شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی امیدوار بود . آن موقع است که شعر تشکیلاتی در حد اداره کل و معاونت هم نیاز خواهد اشت . .
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم تیر ۱۳۸۹ ساعت توسط سعید بیابانکی
|
مانده از شب های دورادور ....درمسیر خامش جنگل ....سنگچینی از اجاقی خرد... واندرو خاکستر سردی ....