استان اصفهان لهجه های متنوع و متعددی دارد . از سده ی خودمان بگیر برو تا نجف آباد و شهرضا و برگرد به نایین و خوانسار و دولت آباد و یک سری هم به کاشان بزن . شاید مردمی که خارج از اصفهان زندگی می کنند این تفاوت ها را کمتر حس کنند چرا که ریشه ی لهجه مشترک است و همه را یک جور می شنوند. ولی من نمی دانم این آقای حسن فتحی که من شخصا سریال های زیبای او را همیشه دوست داشته ام چه اصراری داشته اند در مسیر زاینده رود حتما همه اصفهانی صحبت کنند . ماحصل کارهم باید همین شود .آقای مسعود رایگان ظاهرا از همه در یادگیری لهجه ی اصفهانی بی استعدادتر بوده اند !  اصلا من نمی دانم مگر لهجه را می توان به کسی آموزش داد ؟ لهجه از کودکی در ذهن و زبان هر انسانی نهادینه می شود . این که برای این سریال مشاور بگیرند که به بازیگران آموزش لهجه بدهد واقعا از نوبرانه های امسال است .
اصفهانی صحبت کردن بازیگران تهرانی و ترک در مسیر زاینده رود به همان میزان خنده دار است که مثلا من بخواهم کرمانی صحبت کنم . شاید مردم استان های غیر از اصفهان لذت ببرند ولی قطعا اصفهانی ها ا زدیدن در مسیر زاینده رود عذاب می کشند ! کارکرد لهجه ی اصفهانی – شما بخوانید از نوع غنی شده - در این سریال بیشتر به طنز و تمسخر نزدیک شده و این دقیقا در جهت خلاف تم داستان است که مطلقا طنز نیست .
این بیت را همین جوری بداهه از من داشته باشید :


این دهان بستی دهانی باز شد
آ ن دهان را هم ببندی بهتر است !