تبلیغات پیش از نمایش سریال مرد هزار چهره  ان قدر  جذاب  بود که همه فکر می کردند با شاهکاری در حوزه ی طنز تصویری مواجه خواهند شد  .و اگر صدا و سیما فقط به پخش تبلیغات بسنده می کرد حداقل آبروی مهران مدیری و دار و دسته اش حفظ می شد . طنز غیر قابل باور و غیر منطقی مرد هزار چهره از قسمت دوم اشکار شد و روز به روز این روند سیر  صعودی به خود گرفت  .اینکه ما پزشکان متخصص یا افسران نیروی انتظامی یا شاعران را ابله فرض کنیم و تا مدت ها هم به خراب کاری خود ادامه داده و تازه بعد از پایان ماجرا هم نفهمند چه کلاه گشادی سرشان رفته ایا توهین به شعور مخاطب نیست ؟ یکی از دلایل اصلی این که  شب های برره و پاورچین موفق بودند احترام به شعور مخاطب بود.در شب های برره فضای برره و جنس ادم ها و باورها و تفکر حاکم بر آن روستا  یکدست بودند وهمین به منطق داستانی و ایجاد کشمکش و باور پذیری کمک شایانی می کرد .

 

مرد هزار چهره

این که ما شخصی را در جایگاه شخصی دیگر قرار داده و مرتب به حرف ها و اداهای مضحک او بخندیم آن قدر تکراری و  نخ نما شده که تکرار این روش و شیوه حداقل از مهران مدیری بعید بود .اوج طنز چنین جابجایی شخصیتی در سریال ها و فیلم های سینمایی پس از انقلاب در فیلم موفق " مارمولک " اتفاق افتاد که هنوز که هنوز است تکیه کلام ها و دیالوگ های هوشمندانه ی رضا مثقالی سر زبان هاست و انگار به بخشی از فرهنگ رفتاری و کلامی ما بدل شده است .

 

جدای از به تمسخر گرفتن طبقات فهیم و فرهیخته جامعه و نزول درک و هوش این افراد تا سر حد یک ابله   شعور بیننده نیز به هیچ گرفته شده و مخاطب بالاجبار به موقعیت و دیالوگی می خندد که بیشتر به تراژدی شبیه است .تراژدی از این بالاتر که درک و فهم او به هیچ انگاشته شده است ؟ فرم این سریال هم به گونه ای است که تا هزاران قسمت می توان آن را ادامه داد و هرروز مهران مدیری جای کسی قرار بگیرد که نیست .باید دید مهران مدیری با جابجایی شخصیت خود به شخصیت های بی ربط و دور از حوزه ی استحفاظی خود قصد داشته کدام حرف تازه را به مخاطب منتقل کند ؟ اینکه پزشکان و جراحان ادم های سنگدلی هستند ؟ اینکه در بیمارستان تا پذیرش نشوی کاری برایت انجام نمی دهند ؟ اینکه پزشکان در اوقات فراغت و بیکاری حرف های بی نمکی می زنند ؟ یا اینکه اقرار متهمان تحت فشار هیچ ارزش قانونی ندارد ؟ یا اینکه اگر کاری را بلد نیستیم ان را به کار بلدها بسپاریم ؟ یا اینکه شاعران را گروهی بیکار فرض کنیم که مدام دچار توهم توطئه هستند و فرق لیست خرید پاسگاه را با شعر مدرن تشخیص نمی دهند ؟ به هرحال اگر مجموع این حرف ها را روی هم جمع کنیم خواهیم دید مهران مدیری حق داشته که گفته این آخرین بازی  من در تلویزیون است ما هم می دانیم افای مدیری که کفگیر نبوغ شما علیرغم علاقه ی زیادی که به شما دارم به ته دیگ خورده ولی این مجموعه ضعیف با دیالوگ هایی خام و ابتدایی را از شما نمی پذیرم ...و به قول خودتان : خیلی ممنون ..به به ...به به !