یه قل دو قل - طنز مشترک با جواد زهتاب ( 5)
توضیح : ازدیاد جشنواره های ادبی طی یکی دو ماه اخیر و اعتراض دوستان شاعر باعث تولد این شعر شد ...
باز در جشنواره ای ادبی
عده ای بی گناه حذف شدند
عده ای سر به زیر و بیچاره
عده ای بی پناه حذف شدند
یک نفر تا که قه قهه بزند
عده ای قاه قاه حذف شدند
جلوی چشم عابران و پلیس
وسط چارراه حذف شدند
سالکان طریق سیر و سلوک
گوشه ی خانقاه حذف شدند
عده ای را به راه روییدند
عده ای رو به راه حذف شدند
گفتم : آیینه ! حیرتت از چیست؟
گفت آیینه : آه! حذف شدند
گوشه ی اوج اصفهان بودند
کلا از دستگاه حذف شدند
دوستداران سید الشهدا
تشنه و بی سپاه حذف شدند
پاشو کاری بکن لسان الغیب!
شاعران بی گناه حذف شدند
داوران مثل ابر سبز شدند
شاعران مثل ماه حذف شدند
با مدادی سفید منتخب و
با مدادی سیاه حذف شدند
اول بامداد اگر بودند
آخر شامگاه حذف شدند
فصل برداشت بود باد وزید
عده ای مثل کاه حذف شدند
داوران ! بی خیال قافیه را
عده ای ذیصلاح حذف شدند
اول کار نامزد بودند
صاف وقت نکاح حذف شدند!
در هیاهوی باند بازی ها
عده ای بی جناح حذف شدند
داوری گفت : دست ما لغزید
از سر اشتباه حذف شدند
داور دیگری به شوخی گفت :
از برای مزاح حذف شدند
عده ای چون صلاح می دیدند
عده ای بی سلاح حذف شدند
روز محشر سوال خواهد شد :
به کدامین گناه حذف شدند؟
*
ما گدایان خیل سلطانیم
طبق فرمان شاه حذف شدیم !!
مانده از شب های دورادور ....درمسیر خامش جنگل ....سنگچینی از اجاقی خرد... واندرو خاکستر سردی ....