از قدیم گفته اند چوب را که برداری گربه ی دزد حساب کار خودش را می کند .مصداقش جوابیه  است که آقایی به نام سید امیر حسین میر حسینی در پاسخ به یادداشت روزنامه ی همشهری با نام این شاعر نوظهور ! برای  این روزنامه فرستاده اند .همانگونه که روزنامه ی همشهری در مقدمه مطلب ایشان آورده اصلا روی صحبت من با صدا وسیما بوده است که چرا عوامفریبی ادبی را رواج می دهد وگرنه همه می دانند که آن غزل مشهور مهدی جهاندار با مطلع :

 چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه اشک ها که در گلو رسوب شد نیامدی

مصداق بارز اظهر من الشمس است .تا جایی که خبر دارم جوابیه ی بسیار ابتدایی حضرت میرحسینی که نوعی خودزنی ادبی به حساب می آید تحت فشار رانت هایی که ایشان از آن ها جهت نفوذ به صداوسیما استفاده می کند در روزنامه ی همشهری به چاپ رسیده است .به هرحال دزدی دزدی است چه ایشان با این عوامفریبی ها خودرا پس پشت مقدسات پنهان کنند چه نکنند .از دوستان  و شاعران خواننده ی این پست خواهشمنداست پاسخ این سارق ادبی محترم را در کامنت ها به گونه ای بنویسند تا کل این مطلب با یادداشت ها و اظهار نظرهای دوستان برای رانت های این عزیز نوظهور ارسال شود تا حداقل آن بزرگواران بدانند که از چه کسی حمایت می کنند .  اگر شاعران ارجمند نسبت به این مسئله بی تفاوت باشند که تلویحا ایشان همه ی شاعران شرکت کننده در جشنواره ها را دزد خوانده اند بعید نیست این بلا در آینده گریبانگیر خودشان شود .دوست دارم این قضیه را تمام شده بدانم و به قول آقای میرحسینی به کارهای مهم تر بپردازم .فقط این دو بیت را به عنوان شاهد مثال از ایشان داشته باشید :

هر قطعه ی شعری که تو سید بسرودی
بر خویش مبالی که سراینده حسین است !


چیزی ندارم در خور این خاندان ولی
گاهی برای صاحب خود پارس می کنم !

 

در همین رابطه بخوانید :

در برابر خودشاعرخوانان و خودشاعرپنداران